لمس شب

هزاران سال مغز ما انسانها عادت داشت که با غروب خورشید، همه جا تاریک شود و فقط نور ملایم و ضعیفی از ماه یا یک مشعل به اطراف بتابد….

این محیط تاریک با کورسویی از نور، به مغز، سکون و آرامش می داد

با اختراع لامپ، تنظیمات طبیعی مغز برای آگاه شدن از تغییر شب و روز به هم خورد

تیرهای چراغ برق قوی، شب را تبدیل به روز کردند و در نهایت فاجعه ای به نام «آلودگی نوری» رخ داد

آلودگی نوری یعنی روشنایی بیش از حد محیط با استفاده از نورهای مصنوعی

آلودگی نوری، ریتم خواب و بیداری انسان ها، کبوترها، حیوانات ساکن شهر و حتی ریتم فتوسنتز گیاهان را دچار اختلال کرد

بطوریکه پیش بینی می شود در سال ۲۰۵۰ مهمترین بحران انسانی، بحران خواب باشد

ما برای آرامش ذهن، نیاز داریم که هر از گاهی، دقایقی در تاریکی با یک نور ضعیف و ملایم زندگی کنیم

برای رشد معنوی هم، ما نیازمند «لمس شب» هستیم…..

باید تاریکی را، خلوت را و هم آغوشی دونفره با خدا را در شب ها لمس کنیم……

این تجربه آنقدر قوی است که کافی است فقط یک شب، در یک اتاق تنها، فقط برای دقایقی، کنار تابش نور یک شمع، نیایش کنیم

به وضوح احساس می کنیم که دریچه ای از درون ما باز شد و دنیای ما رنگ دیگری گرفت

مولانا مکرر در اشعارش، دیگران را دعوت می کند به «شب رو» شدن، حرکت در شب، شب را احساس کردن و شب را لمس کردن:

«شب‌رو» شو و عیاری در عشق چنان یاری

در شب از چشم دیگران پنهان شدن و چشم‌ در چشم یار دوختن:

شب رو! که شبت راهبر اسرار است

زیرا که نهان ز دیدهٔ اغیار است

🌹 لمس شب، نصیب ما و شما بادا!

دسته‌ها: وبلاگ